خرید بک لینک

با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم

گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم

دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست

لطفیست که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست

باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد کویت بستم

هر پیمانی که بی تو با خود بستم
Har Peymani Ke Bi To Ba Khod Bastam

چون روی تو دیدم همه را بشکستم

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:59

لطفاً در مورد احساس مالکیت صحبت کنیدهیچ چیز بدتر از این نیستکه یک وجود را به یک شئ تنزل بدهی.و مالکیت یعنی این.فقط اشیاء را میتوان مالک شد.با یک وجودمیتوانی ارتباط داشته باشی.میتوانی عشقت را،شعرت ر

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:59

باید پارو نزد وا داد / باید دل رو به دریا دادکسی آمد که حرف عشق را با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه یک دریای طوفانیدل ما رفته مهمانیچه دور ساحلشاز دور پیدا نیستیک عمری راه و در قدرت ما نیستباید

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:59

صفحه بندی